از کاترین بیگلو یاد بگیرید

بالاخره اسکار سال 2010 برگزار و نتایجش مشخص شد. مهمترین نکته اسکار امسال موفقیت کاترین بیگلو در مقام کارگردان بود. از همین وبلاگ این موفقیت را به همه زنان خصوصا هنرمندان و خصوصا فیلمسازان شاد باش می گویم. شب قبل از اسکار فکرم مرتب در مراسم اسکار بود که بالاخره یک زن جایزه اسکار بهترین کارگردانی را خواهد برد؟ اگر بگویم یکی از دوستانم برای این موضوع نذر کرده بود باورتان می شود! یک جورهایی من هم در دل حسابی دعا کردم که این اتفاق بیافتد.
هم زمانی این اتفاق مهم با روز جهانی زن خودش کلی جالب است. بالاخره این ینگه دنیا با داشتن یک رئیس جمهور سیاهپوست در این مورد هم رضایت داد سنت شکنی کند و یک زن را برگزیند. امیدوارم این روند در سال های آینده تداوم داشته باشد.
اسکار امسال از نگاهی دیگر
منتقدان در آمریکا
گفتند در مراسم امسال کاترین بیگلو این کارگردان خوشتیپ و بلند بالای آمریکایی پس از دریافت جایزه در حرکتی بسیار قدر شناسانه از منتقدان بسیار تشکر کرد و گفت حتی در خواب هم بردن این جایزه را نمی دیده اما منتقدان با تعریف هایشان از فیلمش زمینه ساز جایزه بردنش شدند.
منتقدان در ایران
اما در مملکت ما دو تا تهیه کننده در یک برنامه تلویزیونی روبروی هم می نشینند و هر چه می خواهند نثار منتقدان می کنند. جناب سید ضیاء هاشمی که کلی غم نامه و رنج نامه نوشتند دیدند کسی اشکش نریخت! این بار از در دیگری وارد شدند و زبان به تهدید گشودند!
آقا اصلا چه معنی داره این منتقدان بی چشم و رو مجانی فیلم ببینند. معاونت سینمایی اشتباه می کند. از آن بدتر از آنها مجانی هم پذیرایی می کنند!!! باید ... به این منتقدان داد. زهر مار هم از سرشان زیاد است. عمرا من اگر سال بعد گذاشتم از این خبرها باشد. همین است اینها را پر رو کردید! باید بروند در صف سینما برای دیدن فیلم کلی اذیت شوند. چه معنی دارد منتقد فیلم ببیند. اینها با این زبان درازشان ... ببینند. حالا برای من بدترین های جشنواره هم انتخاب می کنند!
آی نفس کش! حالا مرد می خوام از فیلم من انتقاد کنه!

ظاهرا اول جیمز کامرون قصد کار دیگری را داشته است( یک چیزی تو مایه های خفه کردن) اما با خودش گفته جلوی مردم خوبیت ندارد!
به این می گن زن!
به هر حال هر چیز جنبه می خواهد. ثابت شد که در سینما ایران کلا جنبه و ظرفیت انتقاد وجود ندارد. انتخاب بدترین ها هم باعث شده است خیلی ها دردشان بیاید! اما از داستان منتقدان و فیلمسازان که این روزها خیلی تو روی هم وای می ستن بگذریم اسکار امسال داستان های دیگری هم داشت. زمانی که خانم بیگلو و آقای کامرون، منظورم کارگردان تایتانیک و ترمیناتور 2 و آواتار هست. تصمیم به جدایی از هم گرفتند. اوضاع مالی آقای کامرون خیلی توپ بود اما برای این جدایی بهای سنگینی داد و مجبور شد نصف اموالش را دو دستی به خانم سابقش تقدیم کند!
امسال باز هم آقای کامرون ضربه سختی از همسر سابقش خورد. واقعا خودتان قضاوت کنید، آدم فیلم 300 میلیون دلاری اش در مقابل فیلم دو نیم میلیون دلاری زن سابقش ببازد و جایزه نبرد خیلی سخت است. خدا به آقای جیمز کامرون صبر دهد. واقعا برای این جیمز کامرون همیشه پای یک زن در میان است!
پی نوشت:
1- اگر مرد پیدا نمی شود که از فیلم امثال این تهیه کننده یک کمی تا قسمتی پر رو انتقاد کند منتقدان زن در این مورد از خجالتشان در خواهند آمد! اشکالی ندارد به جای ساندویچ مسموم با برو بچ نان و پنیرمان را می خوریم، فلاکس چای هم می آوریم همانجا جلوی سینما پاتوق راه می اندازیم!
2- از داستان کاترین بیگلو و جیمز کامرون هم می توان نتیجه گرفت که زنها باید اینطوری باشند. اگر همه مثل زن ولی در پست قبلی مظلوم باشند همان می شود دیگر. باید از کاترین بیگلو یاد بگیریم!