بهترین ها و بدترین های جشنواره فیلم فجر از نگاه من
مد شده است بعد از جشنواره بهترین هاو بدترین ها از دید خودمان در جشنواره انتخاب کنیم. در میان انتخاب های من فیلم ها عمدتا توقیفی هستند. با این حساب این جشنواره بدون فیلم های توقیفی می توانست خیلی بی رونق باشد.
در بانی فیلم خواندم که یک نفر از وزارت ارشاد انتقاد کرده بود که چرا فیلم های توقیفی را نمایش داده است آن هم در سیانس آخر. این کار را مقایسه کرده بود با شبکه های ماهواره ای که آخر شب فیلم های آنچنانی پخش می کنند!
اسم کسی که این گوهر فشانی را کرده بود خاطرم نیست. در بانی فیلم دوشنبه 19 بهمن خواندم و کلی خندیدم.بگذریم.
انتخاب هایم را می نویسم با احتساب فیلم های خارج از بخش مسابقه:
بهترین فیلم: صد سال به این سالها (مرتضی شایسته)
بهترین کارگردانی: بهرام توکلی (پرسه در مه)، سامان مقدم (صد سال به این سالها) و ابراهیم حاتمی کیا (به رنگ ارغوان)
بهترین فیلمنامه: چهل سالگی (مصطفی رستگار) و کیفر (علیرضا نادری)
بهترین بازیگر نقش اول زن: فاطمه معتمد آریا (صد سال به این سالها)
بهترین بازیگر نقش اول مرد: حمید فرخ نژاد (آتشکار، شب واقعه و به رنگ ارغوان)
بهترین بازیگر نقش دوم زن: نگار جواهریان (هیچ) و پانته آ بهرام (بدرود بغداد)
بهترین بازیگر نقش دوم مرد: هدایت هاشمی و حامد بهداد (لطفا مزاحم نشوید)
بهترین تدوین: حسن حسن دوست (کیفر)، سپیده عبدالوهاب (لطفا مزاحم نشوید)
بهترین موسیقی: صد سال به این سالها (کارن هومایونفر)، حامد ثابت (پرسه در مه)
بهترین فیلمبرداری: محمود کلاری (صد سال به این سالها )
بهترین طراحی صحنه: صد سال به این سالها (آیدین ظریف)
بهترین صداگذاری یا صدابرداری: راستش در این سینماها هیچ چیز معلوم نیست! اما فکر کنم آناهیتا (محمود خرسند) و آل (فرخ فدایی)
بهترین گریم: صد سال به این سالها (مهین نویدی)
بهترین فیلم اول و دوم: بدرود بغداد (مهدی نادری) و حوالی اتوبان (سیاوش اسعدی)
در بین فیلم های اول و دوم فیلم فصل باران های موسمی هم کار خوبی بود هر چند که پایان بندی اش خیلی بد بود. در کل مشکل فیلمنامه در سینمای ایران همچنان به قوت خود باقیست و فیلم چهل سالگی هم که فیلمنامه خوبی داشت انتخاب بازیگرش خیلی بد بود و کارگردانی هم که، چه عرض کنم! یک مشکل دیگر فیلمنامه ها در این دوره این بود که آنقدر نوع روایت ها به اصطلاح مدرن شده بود که حوصله مان از اینکه همه می خواستند ایناریتو شوند سر رفت. کار به جایی رسید بود که آرزو می کردیم یک نفر مدل سید فیلد و به شکل کلاسیک فیلمنامه نوشته باشد!
فیلم جسورانه این دوره آتشکار بود که در سینمای بعد از انقلاب یک استثنا به شمار می رود. بازی گلچهره سجادیه هم در حوالی اتوبان بسیار جذاب بود. آن هم بعد از مدتها. لیلا حاتمی و شهاب حسینی هم در فیلم پرسه در مه بسیار عالی بودند به کارهای خوب حسینی می توان حوالی اتوبان را هم اضافه کرد.
اما انتخاب ویژه ام: ترانه دریاچه نور از عارف در فیلم صد سال به این سالها، حس عجیبی از این ترانه داشتم.
اما زرشک زرین برای بدترین های این دوره
بدترین فیلم: زمهریر (سید ضیاء هاشمی)
بدترین کارگردانی: خاله سوسکه (نادره ترکمانی) و زمهریر ( علی روئین تن)
بدترین فیلمنامه: آل (بهرام عظیمی، امیر پوریا) و زمهریر (علی روئین تن)
بدترین بازیگر مرد: همه بازیگران مرد فیلم زمهریر، پوریا پور سرخ (ناسپاس و آناهیتا)، رضا یزدانی (تهران سیم آخر)
بدترین بازیگر زن : همه بازیگران زن فیلم زمهریر، لاله اسکندری (خانواده ارنست) و نرگس محمدی (آناهیتا)
بدترین گریم: باز هم زمهریر
بدترین صدا: صدای تسویه حساب خیلی نامفهوم بود نمی دانم مشکل از اسحاق خانزادی بود یا سینمای برج میلاد!
در مورد دیگر بدترین ها نمی نویسم. اما به این فهرست فیلم های خیلی بد می توانید خانواده ارنست، باغ قرمز، آناهیتا، یک گزارش واقعی، ناسپاس و نخودی را هم اضافه کنید.
این انتخاب ها بدون دیدن فیلم های ملک سلیمان، نفوذی، عصر روز دهم، شکلات داغ، مقلد شیطان و هفت دقیقه تا پاییز لحاظ شده است. شاید با تماشای آن فیلم ها آراء من تغییر می کرد.
بخش ناامید کننده
علی رغم تبلیغات انجام شده، فیلم های کودکان که در این دوره به نمایش درآمد بسیار ناامید کننده بود. نمی دانم دوران کودکی ما فیلم های کودکان بهتر بود یا ما خیلی ساده پسند بودیم. اوضاع سینمای کودک تعریفی ندارد . ما بچه های دهه شصت با سینمای کودک دوران خودمان خیلی خوش می گذراندیم و واقعا فیلم های آن دوران لذت بخش بود. هنوز هم از دیدن دزد عروسک ها، سفر جادویی، پاتال و آرزوهای کوچک و حتی کلاه قرمزی چنان به وجد می آیم که باور نکردنی است اما فیلم های کودکانه این دوران ...! بعید می دانم در فروش به موفقیتی برسند.
درباره صدا نوشتم و اینکه نمی توان در این مورد قضاوت کرد، یاد دو سال پیش افتادم که جشنواره در سینما صحرا بود. آنجا اوضاع صدا خیلی بدتر بود. خاطرم هست یکی از دوستان صدابردار که در جشنواره هم فیلم داشت تماس گرفت و مرتبا در مورد صدای فیلمی که کار کرده بود می پرسید. من مانده بودم چه بگویم چون در آن سینما اصلا صدا مفهوم نبود!