
فیلمی برای این دوران
بالاخره انتظار به سر رسید و یکی از جنجالی ترین فیلم های توقیفی چند سال اخیر به نمایش درآمد. طولانی شدن این پروسه زمانی تقریبا همه را از اکران فیلم به رنگ ارغوان اثر پر سرو صدای ابراهیم حاتمی کیا مایوس کرده بود. اما جشنواره بیست و هشتم زمینه ای شد برای اکران این فیلم. دلایل زیادی در این اتفاق تاثیر داشت. از کم بودن فیلم در این دوره گرفته تا تلاش معاونت جدید سینمایی برای جلب اعتماد فیلمسازان و هنرمندان که با چراغ سبز نشان دادن به یک سری از فیلم های توقیفی چند سال اخیر همراه بود و ...
دلیل هر چه باشد اتفاق فرخنده ای بود که در سینمای این روزهای ایران افتاد.
اما در کنار مسائل پیرامون فیلم به رنگ ارغوان و اکران آن سوالی که مطرح می شود این است که این فیلم در کجای آثار حاتمی کیا قرار گرفته است؟ آیا اثری شاخص در میان کارنامه فیلمسازی این کارگردان است و یا اینکه داستان نسبتا سیاسی آن باعث مطرح شدن آن شده است.
هر چند که جشنواره جای خوبی برای قضاوت در مورد فیلم های به نمایش درآمده نیست و مسائلی از قبیل دیدن چند باره فیلم و یا گذشت زمان بیشتر به قضاوتی درست در مورد یک فیلم کمک می کند اما در همین شرایط هم می توان گفت همه شرایط دست به دست هم داده است که فیلم حاتمی کیا در عین اینکه فیلم خوبی است می تواند تاثیر گذاری زیادی هم داشته باشد
اگر این فیلم چند سال پیش به نمایش درمی آمد شاید به اندازه این دوران نمی توانست تاثیرگذار باشد. به بیان بهتر از همین حالا می توان فروشی بسیار بالا برای این فیلم که در حال حاضر بسیار به روز است حدس زد.
این پیشامد را هم می توان به پای خوش شانسی سازنده فیلم گذاشت و هم هوشمندی او که فیلمی ساخته است که با آن ثابت کرد پس از چندین سال نه تنها تاریخ مصرف ندارد بلکه می تواند بسیار نو و جذاب باشد.
به رنگ ارغوان را نمی توان در کنار فیلم ماندگار آژانس شیشه ای دانست اما بالاتر از یک کار متوسط به شمار می رود. حاتمی کیا با شخصیت پردازی بسیار درست در فیلمنامه و پرداخت خوب داستان هم توانسته هم ذات پنداری تماشاگر را با خود همراه کند و هم اینکه ماجراها را به شکلی باور پذیر پیش برد.
انتخاب درست بازیگر و بازی های روان که همواره از نکات مثبت کارهای حاتمی کیاست در این فیلم نیز به خوبی نمود دارد. به طوری که صحنه های طولانی اسلو موشن که تا مرز سانتیمانتالیسم پیش می رود آنقدر آزار دهنده نیست که لحظات دراماتیک فیلم را تنزل دهد و حتی تماشاگران خاص را دلزده کند.
سخت ترین بخش فیلم داستان عشقی است که در فیلم شکل می گیرد. با توجه به محدودیت های موجود در سینمای ایران در خصوص این مسائل کارگردان با استفاده از یک سری المان ها و بازی حسی بازیگران این مشکل را مرتفع کرده است به شکلی که این موضوع به بهتر شدن فیلم منجر شده است.
بی راه نیست اگر در این مجال اشاره ای هم به فیلم زندگی دیگران داشته باشم. فیلمی که بعد از به رنگ ارغوان ساخته شده است اما نزدیکی های زیادی به آن دارد. بدون شک این دو فیلم و این دو کارگردان به هیچ وجه تحت تاثیر هم نبوده اند. فقط مقایسه این دو فیلم می تواند ما را به این مهم برساند که حاتمی کیا برای نمایش شنود از زندگی خصوصی یک دختر جوان با چه موانعی مواجه بوده است که با هوشمندی همه آنها را به سلامت طی کرده است و داستانی قابل قبول و باور پذیر را پیش روی بیننده خود قرار داده است.
به نقل از سینما آن لاین